جاذبه های توریستی شهر قونیه

مقبره و موزه مولانا
پدر مولانا جلال‌الدین (سلطان العلماء) از طرف سلطان سلجوقی به بهاءالدین ولد در سال 1274 یك باغچه هدیه شده و این تربت در سال 1396 با مناره‌ای از چینی روكشی شده است. این جا كه به عنوان تربه مولانا جلال‌الدین شناخته شده بود در سال 1938 به عنوان موزة مولانا بازسازی شد. در آن درگاهی كه مولانا در آن مزارش است به عنوان پناهگاه استفاده می‌شده است كه اثرهانی مربوط به زمان مولانا، سازهای موسیقی، نمونه‌های خط و قالی به نمایش گذاشته شده است.

 
مراسم عرفانی سماع
مولانا در طول عمر خود نه طریقتی را پایه گذاری کرد و نه قوانین امروزی سماع را وضع کرد.او بدون هیچ قانون و قاعده ای میچرخید و می رقصید، سماع برای اومسیری بود به سوی بهشت ، دری که بسوی آسمان باز می شود ،پروازی از زندگی به مرگ و از مرگ به جاودانگی .


یكی از جلوه های بی‌نظیر مراسم مولانا مراسم سماع است كه در نوع خود طرفداران زیادی دارد. به گونه‌ای كه بحث توریسم عرفانی را جایگزینی برای دیگر گونه‌های توریسم در این منطقه كرده است. مراسم معنوی رقص سماع عشق معنوی انسان و برگشت بنده به حق و رسیدن انسان به ملكوت را متبلور می‌كند. رقاص سماع در سر یك كلاه (به نشانه سنگ قبر) و بر تن یك عبا (به نشانه كفن) دارد كه با در آوردن خرقه حقیقت واقعی (باطن) جلوه می‌كند. موقع رقصیدن، با دستانی باز، دست راست به مانند اینكه دعا می‌كند برای به دست آوردن كرم الهی باز می‌شود و چشمان با نگاه كردن به دست چپ كه رو به پایین است، لطفی كه از حق گرفته است را با مردم تقسیم می‌كند. به اعتقاد مردم قونیه كه هر ساله این رقص را به مدت یك هفته در هفته منتهی به مرگ مولوی برگزار می‌كنند، رقاص رقص سماع از راست به چپ چرخیده و با 72 دور چرخش به 72 ملت دنیا تمام آفریده‌ها سلام و با مهر و عشق و عطوفت آغوش باز می‌كند. مردم قونیه می‌گویند: براساس اعتقادات ما انسان برای دوست داشتن و مورد مهر قرار گرفتن آفریده شده است؛ حضرت مولوی گفت كه تمام عشق‌ها پلی است به عشق الهی.
 

تربت و مسجد شمس تبریزی
در سمت شمالی مسجد شراف‌الدین در داخل پارك شمس قرار گرفته است. این بنا در 1510 به وسیله امیر اسحق گسترده و بازسازی شد. در داخل مسجد تربتی است كه همگان معتقدند این تربت جایگاه خود شمس تبریز است. شمس تبریزی كه اثر مهمی در افكار مولانا گذاشته است. امروزه تربت ابن‌شیخ بزرگ شمس تبریزی یكی از مراكز اصلی زیارت كنندگان است .
موزة اینچه مناره
این مدرسه به نوعی نمایشگر معماری كهن دوران سلجوقیان می‌باشد كه به عنوان موزة آثار سنگی و چوب و تخته در معرض عموم قرار دارد. این مدرسه در زمان سلطان سلجوق عزالدین كیكاوس دوم به هدف فراگیری علم حدیث بین سالهای 1258 – 1279 به وسیلة وزیر صاحب آنافخرالدین علی بنا شد. این مدرسه كه در سال 1956 به حالت موزه در معرض نمایش گذاشته شد و هنوز هم دارای سنگهای قدیمی و با ارزش دوران سلجوقی و عثمانی است.
 
مسجد علاءالدین

این مسجد از قدیم‌ترین آثار تاریخی دوران سلجوقیان بوده و در روی تبة علاءالدین بنا شده است. در دورة ركن‌الدین مسعود اول سلطان سلجوقی، بنا شروع به ساخته شدن شد و در زمان علاءالدین كیقباد اول به اتمام رسید (1221). در محوطة مسجد مزارهای مسعود یك، قلیچ آرسلان، ركن‌الدین سلیمان دو، غیاث‌الدین كیخسرو، قلیچ آرسلان چهار و غیاث‌الدین كیخسرو سه قرار دارد.

مسجد سلطان سلیم
این مسجد در كنار موزة مولانا قرار دارد. ساختن این بنا در زمان شاهزادگی دوم سلطان سلیم و همزمان با فرمانداری قونیه در سال 1558 شروع و در 1587 به پایان رسید. این اثر معماری نمونه‌ای از زیباترین آثار كلاسیك عثمانی در قونیه می‌باشد.
 
كاخ سلجوقی
این كاخ در دوران سلطان قلیچ آرسلان دو (1156 – 1192) بنا شده و به وسیلة سلطان علاءالدین كیقباد گسترش یافت. اسم دیگرش كاخ علاءالدین است. دیوارهای كاخ به شكل دو طبقه و به وسیلة چینی تزیین شده است. از بنا تنها قسمت بر پای مانده یك طرف دیوار كه اكنون تحت حفاظت می‌باشد.
 
سله
سله در تمدن آناطولی دارای جایگاه مهمی می‌باشد و مكانی است كه مركز فرهنگ‌ها بوده است.
سله مكانی است كه از ثروتهای طبیعی و تاریخی، معماری شهر و سكنا گزینی زیبایی برخوردار بوده است.
در این مكان عادت و رسوم، باغ و باغداری آنان از طرز خاصی برخوردار می‌باشد.
در سال 327 مارد كنستانتین امپراتور بیزانس، هلنا، در راه قدس به مقصد حج كردن از قونیه گذر می‌كند. و در قونیه اولین معبدها و مكانهای مسیحیان را می‌بینند و به این سبب در سله تصمیم‌ به بنا كردن یك معبد می‌كند و شخصاً در بنا كردن پایه‌های این معبد شركت می‌كند. كلیسای آیا النا در طول عصرهای طولانی تاكنون هنوز هم در معرض نمایش قرار دارد. علاوه بر این آثار، در این منطقه آثار با ارزش اسلامی از دوران سلجوقی و عثمانی، حمام حاجو آقا، حمام صوباشی و تاش جامع دیده می‌شود.
 
مقبره ی آتش باز ولی
مدفن آشپز و خدمتكار وفادار مولانا است و در نزدیكی مرام قرار دارد. در مورد آتش باز نیز داستان هایی بر سر زبان هاست كه صحت آن می تواند مورد تردید باشد. هرچه كه هست نام آتش باز كنایه به همین داستان هاست.
 
کاپادوکیا
منطقه ای که در زمانهای قدیم به نام کاپادوکیا شناخته می شد محل برخی از خارق‌العاده‌ترین عجایب طبیعت است و شامل استانهای آکسارای، نوشهیر، نیغده، قیصری، و کیرشهیر می باشد. برای بیشتر مردم، نام کاپادوکیا یادآور شهرها و نواحی مجاور اوچ حیصار، گورمه، آوانوس، اورگوپ، درین‌کویو،کایماکلی و ایهلارا است جایی که زمین طی میلیونها سال به شکلهای فانتزی درآمده است. "دودکشهای پریان" که روح زده به نظر می رسند و شهرها و پرستشگاههایی که تا عمق چندین متری در داخل زمین گسترده شده اند همگی در محیطی فرا زمینی و معنوی احاطه شده اند.
به نظر می رسد که فوران آتشفشانی در اواخر دوره میوسین، کمتر از 70 میلیون سال قبل، آغاز شد که گدازه ها از آتشفشان جاری شده, و در دریاچه های نیوجین فرو ریختند. فلات توف {نوعی سنگ آتشفشانی پر خلل و فرج} از مواد خارج شده از آتشفشانهای اصلی شکل گرفته که با فورانهای آتشفشانهای کوچکتر و خفیفتر بطور پیوسته تغییر یافته است.
از اواخر دوران پلیوسن به بعد، این لایه های توف که در معرض فرسایش با باران و آبهای دریاچه ها و رودخانه ها قرار داشتند( بویژه کیزیلیرماک) منجر به چیزی شدند که ما اکنون آنرا می بینیم. سیلاب سرازیر شده از کناره های دره ها همراه با بادهای شدید، سخره های آتشفشانی نرمتر را که در معرض انواع عوامل سخت تر قرار داشتند از جا کنده و شکلهایی معروف به "دودکشهای پریان" بوجود آوردند که چندین نوع از آنها در کاپادوکیا وجود دارند ، مخروطی، نوک تیز، ستونی، قارچ مانند و حتی نوعی که به نظر می رسد کلاهی بر سر گذاشته است.
منطقه کاپادوکیا از زمانهای ماقبل تاریخ محل سکونت بوده است. شواهد این امر فراوان است، اما بهترین نمونه های آن در کوشک هویوک در نیغده و عاشیکلی هویوک در آکسارای و همچنین در غار سیولک در نوشهیر کشف شده اند. طی اوایل عهد برنز، کاپادوکیا به لطف تجارت گسترده, تحت نفوذ تمدن آشوری قرار گرفت و طی آن دوران بود که نوشتن رایج گردید. محققین گنجینه هایی معروف به "سنگ نبشته های کاپادوکیا" یافتند � لوحه های سفالی به خط میخی که متن آن حاکی از مقررات مالیاتی، نرخهای بهره، قراردادهای ازدواج، اختلافات تجاری و نظایر آن بودند. هاتی ها، پس از آن هتیت ها، فریجیه‌ها، ایرانیان، رومی ها، بیزانسی ها، سلجوقیان، و عثمانیها همگی مسحور جاذبه کاپادوکیا شدند و اثری از حضور خود را در آنجا باقی گذاشتند.